
او را همه مي شناختند و به صداقتش ايمان داشتند.
امانتداري پركار و خبرنگاري سخت كوش بود.
يادم نمي رود وقتي سانحه سقوط سي 130 كه پيش امد يكي از پيشگامان تسلي دادن به خانواده ها بود
دلم گرفت وقتي بغض سينا را در وداع پدر ديدم و ياد دلتنگي هاي غزل افتادم
روحش شاد


مدتي نيستم ولي برميگردم ......................................
چراغ بايد كه روز جويم من اين بيهوده تا كي گويم؟
به نيست، هست يافتن، محال است
نه چرايي كار تو بنده را علم و نه بر تو كس را حكم!
سزاها تو ساختي و نواها تو ساختي!
نه از كسي به تو، نه از تو به كس ! همه از تو به تو همه تويي بس...........................
بخشي از مناجات خواجه عبدالله انصاري
ختم قرآن را شروع كردم و چند شبه كه تو امامزاده صالح تجريش نذر كردم. انشاءالله خداوند نعمت بزرگ آرامش را به
همه محرومان و واماندگان از اين نعمت ارزاني دارد و همه ما را از گرفتاريهاي زميني نجات دهد.