و روزهای عجیبی است دنیا را برای دنیاطلبان گذاشته ایم
و چقدر تلخ است جنگیدن برای هیچ....................
روزهای سختی است و تلخ می گذرد.
تابستان و هوا گرم و دوباره باید برای جابجایی خانه تلاش کنم اجاره خانه ام سنگین شده و مجبورم
جای دیگری را انتخاب کنم. غزل هم برای پیش دبستانی رفتن آماده می شود. مسولیت سخت و زیادی دارد.
دلم میخواهد عبور کنم از این فاصله ها که نقطه چین های زندگی را عمیق ساخته اند.